شب قارون

نوشته مامان
شب چله همیشه برای من یادآور خاطرات خوش گذشته است خاطراتی شیرین توام با حسرت حسرت برای کسانی که الان در جمع ما نیستند پدر مادربزرگ و پدربزرگ و آنهایی که برای ما در شب چله از گذشته های دور سخن می گفتند و ما سر کیف از شنیدن تمامی آن خاطرات تا نیمه های شب زیر کرسی مادربزرگ دور هم جمع بودیم الان که آن خاطرات را مرور می کنم از شیرینی و حلاوت آنها مسرور می شوم و آهی می کشم و می گویم چه خوش گذشت و صد افسوس که زود گذشت ..اما حالا زمانه فرق کرده است تلویزیون و ماهواره و و و از همه بدتر اینترنت جای همه آن خاطرات خوش گذشته را گرفته است شب یلدا همه دور هم جمع می شویم ولی همه فقط در جمع حضور دارند و چشم و گوش به پدیده های قرن سپرده اند می اندیشم نسل امروز برای آینده چگونه از خاطرات شب یلدای خود سخن خواهد گفت ..؟؟؟
نوشته دخترشون
امسال شب یلدا من جای خالی عمو را احساس می کنم ..آخه تو این چند سال گذشته همیشه شب یلدا هر جوری بوده عمو خودشو به جمع ما روسونده و تا ساعتها با هم بودیم و کلی ادا و اطوار در آوردیم و جاتون خالی همه جور تنقلاتی هم نوش جان کردیم ولی این جور که بوش میاد امسال من و باباآقا و مامان خانمی تنها خواهیم بود اینو همون موقع که عمو باروبندیلش رو داشت می بست فهمیدم و افسوس خوردم که او امسال با ما نیست ..نمی دونم آیا اونایی که به سفر خونه خدا رفته اند هم شب یلدا میگیرن یا نه ؟؟؟
نوشته بابا
شاید باورتون نشه ما که هر شب مون شب یلداست ..تو فامیل رسم و رسوماتی داریم که واقعا نمونه اند و اینقدر دست و پا گیر که آدم از خودش هم بیزار میشه و ترجیح میده که جایی نره حالا حکایت شب یلدای ماست لیست شبچره را کامل تهیه می کنم لیستی که برای سه نفر بیش از اندازه زیاد است و به امید اینکه شب خوبی را داشته باشیم با میزی که داریم یه کرسی خیلی باحال هم بپا می کنیم ولی وقتی که قرار باشه کرسی بزنیم و فقط خودمون باشیم خوب میشه همون شب های همیشگی ..ما همه شب هامون شب یلداست ..
پ.ن:به باور ايرانيان، در شب يلدا، قارون (ثروتمند افسانهای)، در جامه کهنه هيزمشکن به در خانهها رفته و به مردم هيزم میدهد، که اين هيزمها در صبح روز بعد، به شمش زر تبديل میشود. در اين شرايط معتقدان به اين باور، شب را تا صبح به انتظار هيزم شکن زربخش، بيدار میماندند تا صبحدم مراسم جشن و شادمانی بر پا کنند.