نوشته دخترشون
دخترک لابلای ماشینها به این طرف و آن طرف می رود ولی او را به وضوح نمیبینم , بخار روی شیشه را پوشانده است , دستی روی آن می کشم , ولی تصاویر آن سوی شیشه تار می شود . به ناچار شیشه ماشین را پایین [...]
Posted in نوشته های قبلی, tagged behrokh, مامان و بابا و دخترشون, آدامس, بهرخ on فوریه 10, 2007 | بیان دیدگاه »
نوشته دخترشون
دخترک لابلای ماشینها به این طرف و آن طرف می رود ولی او را به وضوح نمیبینم , بخار روی شیشه را پوشانده است , دستی روی آن می کشم , ولی تصاویر آن سوی شیشه تار می شود . به ناچار شیشه ماشین را پایین [...]