بالاخره این یخ آقابابای ما هم وا شد و تونستم اجازه نوشتن رو دوباره ازش بگیرم همین اول نوشتن هم سفارش ها شروع شد..
اول از نمایشگاه سمیه بنویس.. سمیه دختر خاله ام است خواب هاشو معمولا نقاشی می کنه قرار شده من هم یکی از خواب هامو اگه یادم موند براش تعریف کنم البته قرار شد که افتتاحیه اش هم برم از نمایشگاه شون عکس می گیرم تا شما هم ببینید تا یادم نرفته این تعریف آقابابا رو از سبک نقاشی های سمیه بخونید
یه جور نقاشی كه اساس آن، نشان دادن خصوصيتهاي باطني است.

سایت استاد احمد خلیلی فرد کلیک کنید

عکس دسته جمعی با استاد





این رنگ بندی متعلق به خود آثار می باشد

دو تا خواهر ها روبروی هم نشسته اند و دارند از هنر نمایی دختر و خواهرزاده لذت می برند

وقتی ماهی پرواز را تجربه می کند , پرنده به فکر قلاب آویزان زیر آب است

ماهی بال و پر هم که بگیره , جاش تو سیخ روی آتیشه

تشنه ام… سیراب از قحطی ام , من با سکوت فریاد را جار می زنم

یاس و دلتنگی و قطره مروارید , اما به رنگ خون , سوسوی امید در دور دستهاست , آنجا که اتاقی پر از هیچی است