بالاخره باباآقا رو گیرش می اندازم و می پرسم : رسانه چیه ؟ تا شنبه وقت دارم که یک تحقیق جمع و جور بنویسم
باباآقا همون طور که داره کارای اداره اش رو انجام میده میگه : وسیله ایه که برای نقل و انتقال اطلاعات، عقاید ،افکار و ایده های افراد استفاده میشه
میپرسم : بابایی این که خیلی کتابی شد چند تا مثال هم بزن
همونجا که نشسته جابجا میشه و میگه :
مثالش ساده است از مطبوعات گرفته تا تلگراف و تلفن، رادیو، تلویزیون و اینترنت، اس ام اس ام ام اس حتی شب نامه و توالت
با تعجب می پرسم : توالت ؟ مگه توالت هم نوعی رسانه است
همون طور که داره مثل یه ماشین با روان نویس روی کاغذا خط میکشه
آهی می کشه و میگه : بله البته اگه اون تعریف بالایی رو قبول داشته باشیم
می پرسم آخه چطوری ؟ در حالی که تمام برگه ها رو داخل کیفش جا میده میگه :
چطوری نداره … وقتی مدیر شدی می فهمی..