نوشته دخترشون
دخترک لابلای ماشینها به این طرف و آن طرف می رود ولی او را به وضوح نمیبینم , بخار روی شیشه را پوشانده است , دستی روی آن می کشم , ولی تصاویر آن سوی شیشه تار می شود . به ناچار شیشه ماشین را پایین می کشم [...]
Archive for the ‘نوشته های قبلی’ Category
آدامس
Posted in نوشته های قبلی, tagged behrokh, مامان, مامان و بابا و دخترشون, آدامس, بهرخ, بابا, دختر on جولای 14, 2009 | بیان دیدگاه »